شماره ۲۰۷۱ - سال هشتم - سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۰
Tue, Mar 5, 2002
Dialog black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگويي با پروفسور مه منش، فوق تخصص جراحي قلب از آلمان و آمريكا
افزايش بيماري هاي قلبي درايران نگران كننده است
* در روشهاي جراحي قلب به ۳۰ درصد آنچه در غرب كسب شده، دست يافته ايم.
* ايجاد ارتباط عاطفي بين پزشك و بيمار، نكته مورد تأكيد دانش پزشكي امروز است كه متأسفانه در ايران كمرنگ است. نوعاً به بيماراني برخورده ام كه جراحي قلب شده اند، ولي جراح خود را نديده اند.
* متوسط سن افرادي كه در ايران دچار بيماري قلبي مي شوند، ۵۵ و در غرب ۷۷ است.
* در مارس سال دو هزار، نخستين جراحي كاملاً آندوسكوپيك دريچه قلب به وسيله روبات در دنيا توسط من در دانشگاه مونيخ انجام شد.
052236.jpg
وقتي تحصيل در مدرسه خوارزمي را نيمه كاره رها كرد و چمدانها را بست و با پرواز «ايران اير» به آلمان رفت، هرگز تصور نمي كرد كه روزي به ايران بازگردد. از آن روزها، ۳۰ سال گذشته است و او امروز عليرغم همه توصيه هاي دوست و آشنا كه برحذرش مي داشتند، با خراب كردن پل هاي پشت سر، براي هميشه به ايران بازگشته است. آن روزها ۱۴ سال داشت و امروز ۴۴ سال. كوله بارش هم چيزي نيست جز دهها مدرك علمي كه نشانه هاي موفقيت او در ينگه دنياست. پروفسور هرمز مه منش از زبده ترين جراحان قلب و عروق دنيا را مي گوييم كه به دليل تخصص، ابداعات و نظرياتش، دانش پزشكي را اعتلا بخشيد و با فكرهاي تازه براي خدمت به مردم به ايران بازگشته است.
*َ* جناب آقاي مه منش، شايد اين سؤال را خيلي ها از شما پرسيده باشند، ولي بد نيست يكبار ديگر براي خوانندگان ايران بگوييد دليل بازگشت شما به ايران چه بوده است؟
* اگر بخواهم خيلي كوتاه بگويم كه چرا عليرغم همه موقعيت هاي شغلي به ايران بازگشتم بايد پاسخ دهم؛ فقط براي مردم. براي مردمي كه ۳۰ سال است فراموششان نكرده ام و هويت خود را در گرو آنها مي دانم.
** ۳۰ سال زندگي در غرب چطور بود؟
* زندگي در آلمان و آمريكا در سه دهه گذشته، براي من سالهاي ممارست و تلاش جدي براي كسب علم و دانش بود. مطالعه مي كردم و سعي داشتم موفق ترين باشم. براي همين هم توانستم در طول سالهاي تحصيلات متوسطه و دانشگاهي همواره نمره خيلي خوب بگيرم. در تاريخ دانشگاه مونيخ تنها دو نفر به خاطر نبوغ علمي موفق به كسب نمره ۲۲ شده اند و من به عنوان يك ايراني افتخار دارم كه بگويم يكي از آن دو نفر بوده ام.
به هر حال در آلمان بطور همزمان دكتراي روانشناسي و دكتراي پزشكي گرفتم و علاوه بر جراحي قلب و تدريس در دانشگاه مونيخ، سمت معاونت دانشگاه را عهده دار شدم. دريافت درجه پروفسوري در ژوئن ۲۰۰۰ در آلمان، فوق تخصص جراحي قلب و عروق از دانشگاههاي هايدلبرگ آلمان و سنت لوييز آمريكا، تحقيقات متعدد در خصوص قلب و مغز و دهها سمت تخصصي در مراكز دانشگاهي اروپا، كارنامه فعاليت من است. مدتي هم در آمريكا به تحصيل و تدريس و جراحي قلب و عروق مشغول بودم. سه اختراع مهم نيز در رابطه با آريتمي هاي بعد از جراحي قلب دارم كه در اداره ثبت اختراعات آمريكا ثبت شده است.
** تخصص پزشكي شما دقيقاً در چه حوزه اي است؟
* من متخصص جراحي قلب و عروق با استفاده از روبات هستم. در حال حاضر در آمريكا و اروپا براي جراحي قلب از دستگاهي به نام داوينچي استفاده مي شود كه با استفاده از ربات به عمل جراحي قلب مي پردازد.
** كمي بيشتر توضيح دهيد؟
* در اين روش ما بدون برش قفسه سينه، با چند برش كوچك و عبور ربات، به طريق كاملاً آندوسكوپيك قلب را جراحي مي كنيم. نكته ويژه درخصوص اين تكنيك اين است كه چنانچه بي دقتي و اشتباهي هر چند غيرعمدي در بيمار رخ دهد و موجب خونريزي شود، امكان نجات بيمار سخت است و بنابراين جز افراد بسيار مجرب، ديگران مجاز به استفاده از اين تكنيك نيستند.
نخستين عمل ترميم دريچه قلب به روش جديد در دنيا در مارس سال ۲۰۰۰ در شهر مونيخ كه به مركز قلب آلمان معروف است توسط من انجام شد. اين عمل جراحي ۶ ساعت طول كشيد و بيمار پس از چند ساعت به هوش آمد و توانست با اطرافيان صحبت كند.
** در اين ۵ ماهي كه به ايران برگشته ايد وضعيت جراحي قلب در كشور را چگونه ديده ايد؟
* در اين كشور، تلاشهاي ارزنده اي توسط متخصصان صورت گرفته كه انصافاً جاي تقدير و تشكر دارد. بويژه در شرايطي كه پزشكان با كمبودهاي مختلفي روبرو هستند. منتها ما به دليل عدم ارتباط مداوم و منظم با قافله دانش روز، همچنان فاصله معناداري در همه حوزه ها و از جمله پزشكي با جهان توسعه يافته داريم.
** اگر بخواهيد بطوركمي و درصدبندي شده اين تفاوت رابيان كنيد، وضعيت دانش جراحي قلب و عروق در ايران نسبت به غرب از جمله آمريكا و آلمان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* من فكر مي كنم ما ۳۰ درصد آنچه در غرب در اين حوزه كسب شده است را به دست آورده ايم. منظورم روشهاي جراحي قلب است. واقعاً خوشايند نيست در حالي كه ۳۰ سال پيش نخستين عمل پيوند قلب در جهان توسعه يافته انجام شده، ما عمل پيوند قلب را كار بزرگي بدانيم و بخواهيم با تيترهاي درشت آن را به ديگران اعلام كنيم.
** به عنوان يك متخصص علم پزشكي، تفاوت رابطه پزشك با بيمار در آنجا و اينجا راچگونه ديده ايد؟
* اتفاقاً قصد داشتم به اين موضوع هم اشاره كنم. چون در اين خصوص حرفهاي زيادي دارم. تز دكتراي من در آلمان درخصوص شيوه درمان ابن سينا به عنوان پزشك پرآوازه ايراني بود. عليرغم ضعف شناخت دقيق آناتومي بدن در تاريخ پزشكي ايران، نقطه قوت پزشكان ما در طول تاريخ توجه به اهميت وضعيت روحي بيمار براي بهبود بيماري بوده است. تلاش براي افزايش اعتماد به نفس بيمار و افزايش روحيه وي و جست وجو براي رفع مصائب روحي به عنوان عامل مؤثر در درمان بيماري هاي جسمي در پزشكي قديم ايران پررنگ بوده اند. پزشكان ايراني در گذشته تخيل زيادي براي ابداع روشهاي درماني جديد داشتند.
دنياي غرب ،امروز براي اين موضوع اهميت بالايي قائل شده است .ايجاد ارتباط عاطفي بين پزشك و بيمار، نكته مورد تأكيد جامعه پزشكي غرب است كه متأسفانه در ايران كمرنگ شده است. من نوعاً به بيماراني برخورده ام كه جراحي قلب شده اند. ولي جراح خو د را نديده اند. ارتباط عاطفي و روحي با بيمار مي تواند درصد احتمال بهبود بيماري وي و سرعت بهبود را افزايش دهد. ما نبايد اين دستاورد تاريخي را فراموش كنيم.
** در حوزه فن آوري شيوه هاي نوين جراحي نيز قطعاً فاصله هازياد است. شما براي رفع اين مشكل چه راهكاري پيشنهاد مي كنيد؟
* ببينيد. علم پوياست و لحظه اي توقف ندارد. در مورد دستگاه داوينچي كه مثال زدم فقط يك نمونه از رشد روزافزون تكنولوژي پزشكي و شيوه هاي درمان است. در اين راستا، ارتباط زنده و به روز در محافل علمي جهاني و توجه به مقوله پژوهش و تحقيق ،گزينه فرار از عقب ماندگي است كه بايد استمرار داشته باشد.
** به نظر مي رسد در اين راستا، توجه به مقوله آموزش و بازآموزي جامعه پزشكان و همچنين ايجاد نشريات تخصصي پزشكي براي ايجاد گفت وگو و تبادل نظر و ارائه آخرين دستاوردهاي جهاني وبيان مشكلات فراروي جامعه پزشكان يك ضرورت است.
052182.jpg
* من اهميت آموزش را بسيار زياد مي دانم. علم مدام در حال پوست اندازي است. اگر پزشكان ما به برخي كشورهاي توسعه يافته سفر كنند و در سير درمان بيماران در مراكز مهم پزشكي قرار بگيرند، خواهند ديد كه بسياري از روشهاي قديم منسوخ شده است. روشهايي كه شايد در دوره اي مثل آيه بود و امروزه با بررسي هاي بيشتر علمي، كنار گذاشته شده اند.
من تلاش دارم به ياري جمعي از متخصصان، به ايجاد مركزي براي آموزش پزشكان اقدام كنم. اين مركز مي تواند موجب ارتقاي دانش پزشكان جوان شود و آنها را به دنياي پزشكي روز نزديكتر سازد.
** بيماري قلب در ايران را نگران كننده مي دانيد يا نه؟
* من حدود ۵ ماه است كه به ايران آمده ام و آخرين سمتم در آلمان مديربخش جراحي روباتيك و معاون دپارتمان جراحي قلب و عروق دانشگاه مونيخ بود. با بيماران قلب در آلمان و آمريكا و وضعيت اين بيماري كاملاً آشنا هستم. طي ۵ ماهي كه در ايران بوده ام، وضعيت روبه گستدش بيماري قلب در كشور را وخيم تر از غرب ديدم. وضعيت به تعبير شما نگران كننده است.
** از چه جهت؟
* ميزان متوسط سن افرادي كه در ايران دچار بيماي قلبي مي شوند ۵۵ و در غرب ۷۷ است. اين پيام خوبي نيست.
** اگر اجازه دهيد كمي هم غيرپزشكي صحبت كنيم؟
* خواهش مي كنم.
** در صحبت هاي شما نه تنها از لغات و عبارات خارجي استفاده نشد، بلكه هيچ لهجه يي هم پيدا نكرده ايد كه كسي فكر كندسي سال مقيم خارج بوده ايد. واقعا براي ما جالب است.
* من زبان را تنها يك وسيله ارتباطي نمي دانم. زبان هر قوم هويت هر ملت است و من عاشق زبان فارسي هستم.
در آلمان در خانه، فارسي صحبت مي كرديم و شبها از كتابهاي شعر و ادبيات ايراني بهره ها مي برديم. ازحافظ و مولانا تا شعراي معاصر.
** كدام شاعر را خيلي دوست داريد؟
* استاد شفيعي كدكني
** كدام شعرش را در خاطر داريد؟
* من شعري را برايتان مي خوانم كه سرمشق زندگيم بوده است. شعري براي هميشه تاريخ كه همواره به همه آن را توصيه مي كنم.
«حسرت نبرم به خواب آن مرداب
كارام در سكوت شب خفته است
دريايم و نيست باكم از توفان
دريا همه عمر، خوابش آشفته است.»
** از ادبيات غرب و امثال و حكم آن چه تحفه تازه اي براي ما داريد؟
* يك ضرب المثل فرانسوي كه مي گويد« غروب كه مي شود .كوتوله ها هم سايه هاي بلندي دارند.»
** نظر همسرتان درباره بازگشت تان به ايران چه بود؟
* هر چند همه به من گفتند تو ديوانه اي و پل هاي پشت سرت را خراب نكن. ولي همسرم به خاطر اشتراك فكريش مرا باور كرد و همراه و همقدم من در بازگشت شد. راستش را بخواهيد من اعتقادي به سياست حفظ پل ها ندارم.
** چند فرزند داريد؟
* ۳ فرزند. يك پسر و دو دختر كه همگي با هم برگشتيم.
** چه آرزويي در سر داريد؟
* سه آرزو. يكي اينكه سالم و تندرست در كنار همسر خوب و فرزندان مهربانم بمانم. ديگر اينكه در اين بازگشت دائمي كه به قيمت لغو قرارداد مادام العمرم با دانشگاه مونيخ تمام شد، بتوانم براي مردم پرمحبت ايران كاري كنم و سوم آرزوي قلبي سالم براي همه ايرانيان.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |